قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4829

تاريخ الفي ( فارسى )

حكم در شهريار همراه اروق بود با جمعى از سپاه ايلغار كرده به در كاشان آمد . و داروغهء شاه منصور ، ملوك سربداران كه از خراسان گريخته اينجا آمده بود « 1 » امان طلبيده به ملازمت آمد . و امير صاحبقران كه نخست داعيهء بغداد فرموده بود ، در اين اوقات مصلحت در فسخ بيشتر دانسته اميرزاده عمر شيخ را از دست راست به جانب هويزه فرستاد . حاكم هويزه ارادهء گريختن نمود و شهزاده سر راه او را گرفته او را به دست آورده و صاحبقران به دزفول آمده چاشتگاه در اندرون دزفول نزول فرمود . و دزفول « 2 » در ميان عوام به شاپور ذوالاكتاف منسوب است و آينده و رونده آن چنان جاى كم نشان مىدهند . و [ حاكم دزفول ] ، دهدار شمس الدين بيست خروار [ 493 ب ] نقره پيشكش كرد و هر اسب و شتر كه در شهر بود لشكر منصور گرفتند . و كوتوال شاه منصور از شوشتر گريخت و اميرزاده محمد سلطان از دربند ابراهيم گذشته به سعادت ملاقات در ظاهر شوشتر رسيدند و حكومت آنجا به خواجه مسعود سبزوارى « 3 » - كه خواهرزادهء خواجه على مؤيد بود - قرار گرفت . و كس رفته به اميرزاده عمر شيخ در هويزه حكم رسانيد كه عازم شيراز شود . و آن حضرت از شوشتر متوجه شيراز شد . و پيراحمد ، حاكم لر بزرگ « 4 » و لشكر ظفر اثر به دز سفيد رسيدند . « 5 » و آن قلعه در ايران از آن مشهورتر است كه در استحكامش توصيف رود . و سعادت « 6 » نامى از قبل شاه منصور ضابط آنجا بود و آن چنان خواطر جمعى داشت كه شب به فراغت مىگذرانيد ؛ با وجود آنكه آن حضرت به يك منزلى رسيده بود . القصه ، در روز اول لشكر ظفر اثر جنگ سلطانى انداختند و از همه طرف به قلعه درآمدند و شب در ميان آمده از هر دو طرف تا صبح پاس داشتند . و روز ديگر قلعه را گرفته ، زين العابدين ، پسر شاه شجاع را كه بعد از ميل كشيدن آنجا محبوس بود ، نزد صاحبقران آوردند . و آن حضرت او را نوازش بسيار فرمود و فرمود كه « اگر به موجب وصيّت پدر نزد من مىآمدى اين محنت به تو نمىرسيد . اكنون تا انتقام تو از منصور نگيرم نخواهم رفت . » و مجموع سپاهيان قلعه كشته شدند و باقى آزاد شدند . و صاحبقران بعد از فتح قلعهء سفيد ، تفحص احوال شاه منصور فرمود . به عرض رسيد كه

--> ( 1 ) . روضة الصفا : « ملوك سربدارى كه از خراسان گريخته و از طرف شاه منصور داروغهء كاشان شده بود . . . » ( 2 ) . ق : و آن فول . ( 3 ) . روضة الصفا : خواجه محمود سبزوارى . ( 4 ) . ق : سربررگ . ( 5 ) . مسيرى كه تيمور از خوزستان تا دز سفيد طى كرد در ظفرنامهء شاهى ( ص 132 ) اين گونه است : آب شور ، رامز ، رود منقوت ، چاوشان ، آب لرستان كه به ارغوان مرسوم است ، آب شيرين ، بيدك ، جولاهان ، مال امير شول ، آب جولاهان ، قلعهء سپيد . ( 6 ) . تاريخ آل مظفر : مهتر سعادت فراش .